درمدارماه

معصومه طاهری

صدای دل تو

آیینه ی دلم را باز کرده ام

تا خودم با خودش رو به روی هم به حرف بنشینیم

گفتگو از صدای دل ها ...

از صدای دل تو 

از صدای دل من

راستی صدای دل توچه می گوید؟

وقتی دلگیر می شوی؟ 

دلتنگ می شوی؟ 

دلدار می شوی؟ 

دلبسته می شوی؟

دلخون یا دلشکسته می شوی؟ 

وقتی دلشاد می شوی؟

خودش می گوید : دل جای اوست  

پس فواد است 

نوردارد وگرما

خودم می پرسد: پس این کلمات اضافه که دنبال دل می آیند نشان ازچیست؟
می گوید: ترکیبِ، وصفی ست از حال دل 

وقتی بیمار می شود

ازعلّت ها وآفت ها 

از شنیده ها و دیده ها

از خودم می پرسم: تا به حال از شنیدن صدای دل ها چه کرده است؟

یا هنگام شنیدن صدای دل دوست؟

خلاصه، تصویر قلبم را به تماشا نشسته ام ...

پی نوشت: حرف دل