X
تبلیغات
زولا

درمدارماه

معصومه طاهری

قدمهایم تا تو

بازدرکوچه تنگ خلوت وقتی قدمهایم را

نگاهم را، فکرم را، دلم را ورق زدم...

دیدم هنوزتا تو چند قدم مانده

با این که بارها دویده ام...

ولی یادم هست کنارآن شمعدانی ها

آهسته هم رفته ام

نشسته ام...

یا درسرمایی بخواب هم رفته ام

امّا دلخوشم که در تمام سربرگها

نام تو را برده ام

نام زیبای تو!