X
تبلیغات
زولا

درمدارماه

معصومه طاهری

عاشق یعنی تو و معشوق هم یعنی تو

دوباره که نشستم...

تو بر دلم نشستی!

یا محبوب من احبّه

یا موجود من طلبه 

یا موصوف من وحدّه

در بوستان کویت نه به پرواز درآمده باشم

نه...

که مرغی بال و پرشکسته ام دربندگی

امّا می آیی ...

همراه نسیمی از محبت

وهوای کوی یار...

دوای درد جان می دهی دو چشم بینا؟

ازچشمه های زلال دل...

راهیست بسویت سخت و دشوار

پای رفتنم می دهی؟

الفاظ چراغ راه می شوند

راهم می دهی؟

نوای دعوتت شنیدنی ست!

مُهر مهر دل تو روی آن...

بگذار بگویم خاص است...دیدنی ست

گاه حقیقت و گاه مجاز یا استعاره همه از تو می گویند...

الهی ای جان جان